موسسه سخنوران ، بنیانگذار آموزش سخنرانی و ارتباط کلامی امروز جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶
رادیو  سخنوران
شبکه سخنوران
پیوند ها
آموزش فن بیان و سخنوری و تکنیک‌های ارتباطی-بخش پنجم

تکیه کلام افراد سمعی کلماتی چون:

بشنو، گوش کن، چه صدای گوش خراشی، چه شلوغ، چه ساکت، چه لحنی، چه طنینی، چه موسیقی خوشی، خوش‌کلام و...

برای سمعی‌ها، احترام کلامی مهمتر از احترام رفتاری است. تند صحبت کردن با آنها، بی‌ادبی تلقی می‌شود و به  علاوه آن را نشانه اضطراب و نبود آرامش می‌دانند.

افراد لمسی

این افراد؛ بیشتر به کیفیتهای لمسی توجه می‌کنند. از آنچه لمس کرده‌اند بیشتر حرف می‌زنند و هیجانشان خیلی کم است. خیلی آرام‌اند. حتی یک نوع رخوت و سستی را می‌توان در آنها دید. احساس آنها از دیگران عمیق‌تر است و در ملایمت آنها متانت نیز هست. شاید بتوان گفت که لمسی‌ها از بصری‌ها متنفرند! لمسی‌ها با آنچه با دست و تن حس می‌کنند خیلی میانه‌ گرمی دارند. یک حمام آب گرم بیش از هر چیز دیگر، آنها را در خلوت خود شاد می‌کند.

این دسته افراد جهان را نه به صورت بصری ونه به صورت سمعی بلکه به صورت امور ملموس درک می‌کنند و تا لمس نکنند و احساس نکنند، درک نمی‌کنند. این دسته افراد، افرادی درونگرا، سنگین و منطقی هستند، امور را به صورت احساس درونی درک می‌کنند.

در انتخابهایشان سنگینی، محکمی، ثبات و آهستگی مدنظر است و غالباً خودروهای سنگین و محکم انتخاب می‌کنند.

هل دادن و تنه زدن، آنچنان موجب آزارشان می‌شود که گویی تیر خورده‌اند. آنها ملایم صحبت می‌کنند و احساسات عمیقی دارند. افراد لمسی در تکیه کلامهایشان کلمات لمسی را به کار می‌برند از جمله: قابل دسترس، سخت، سنگین، سبک، چقدر دلنشین، چه لطیف، چه زبر، چه آدم خشک و بی‌انعطافی، چه آدم سرد و بی‌روحی و... را در سخنهایشان تکیه کلام قرار می‌دهند، غالباً به کندی حرف می‌زنند، گوئی برای یافتن کلمات و جملات، مدتی در درون ذهن خویش می‌گردند.

آهستگی و تأنی و مکث در صحبت‌ها، نشانه این دسته افراد است موقع سخنرانی و خوانندگی دستهایشان را به هم یا به شکم یا لباس می‌چسبانند.

رفتار مؤثر بر اساس کیفیت احساس مخاطب شکل می‌گیرد

برای نفوذ در دیگران، باید کیفیت احساس آنها را بشناسیم و بر همین اساس با آنها رفتار کنیم. همه ما می‌خواهیم که محبت کنیم و در دل دیگران نفوذ داشته باشیم اما چون هر کدام از ما به زبان خود محبت می‌کند و بر اساس کیفیت حسی خود آن را ابراز می‌کند؛ صمیمیت اتفاق نمی‌افتد. بنابراین مهمترین شرط نفوذ به دنیای دیگران، درک و شناسایی کیفیت احساسی فرد مقابل است  و سپس عمل کردن بر مبنای آن.

یک مثال ساده برای آشنایی با تیپ‌های شخصیتی با توصیف یک منظره یا فضای طبیعی:

سه دوست با کیفیت‌های حسی متفاوت با هم به باغی می‌روند و در هنگام بازگشت کافی است که از هر یک از آنها بپرسیم که گردش چطور بود؟

نفر اول می‌گوید: «آنقدر زیبا بود که حد نداشت. آسمان آبی و درختها سرسبز، آب آنقدر زلال بود که سنگ ریزه‌های کف رودخانه به وضوح معلوم بود. کاش با خودمان دوربین برده بودیم...» او یک فرد بصری است.

نفر دوم اینگونه تعریف می‌کند: «آدم واقعاً نیاز دارد گاهی از سر وصدای شهر دور باشد و به صدای طبیعت گوش دهد. صدای رودخانه چقدر لذتبخش بود. انگار پرنده‌ها قشنگ‌تر می‌خواندند...» او یک فرد سمعی است.

نفر سوم می‌گوید: «در آن سایه خنک که روی پوستمان وزش نسیم را کاملاً حس می‌کردیم و از همه بهتر وقتی بود که پاهایمان را در آب خنک فرو ‌بردیم، چه حس خوبی بود...» او یک فرد لمسی است.

متوجه شدیم که به راحتی می‌توان این حالتها را در افراد مختلف تشخیص داد. حال دانستن این موضوع ما را در ارتباط قوی‌تر و صمیمیت و تأثیرگذاری بیشتر کمک می‌کند. با هرتیپی از افراد باید مثل خودش و بر اساس کیفیت حسی خودش رفتار کرد. این به معنای خلاف میل خود عمل کردن نیست، بلکه برای تأثیر گذاری بیشتر است. اگر لازم است از رئیس خود چیزی بخواهیم، فرزندمان را در مورد موضوعی نصیحت کنیم و یا همسر خود را راهنمائی کنیم با دانستن این که با هرکدام از آنها با توجه به کیفیت حسی که دارند چگونه رفتار کنیم، بهتر می‌توانیم ارتباط برقرار کرده و اطلاعات لازم را انتقال دهیم.

نکته قابل توجه اینکه ممکن است ویژگی‌های هر سه گروه در ما دیده شوند ولی همیشه یک حس بر حسهای دیگر برتر و غالب است.

و یک سؤال بزرگ و اساسی:

چگونه متوجه بشویم طرف مقابل ما جزو کدام دسته هست؟

در اینجا با یک تکنیک بسیار کاربردی به جواب خواهیم رسید.

افراد نسبت به حس غالب خود اطلاعات را در مغز ثبت و بایگانی می‌کنند و در زمان نیاز بر همان اساس جستجو و بررسی می‌کنند بطور مثال یک فرد بصری، سمعی یا لمسی هر زمان که از او سوالی کنیم که مجبور شود به اطلاعات بایگانی شده در مغز خود رجوع کند به دنبال تصاویر در مغز می‌گردد.

و راز بزرگ همینجاست که در آن زمان کافی است ما به مردمک چشمهای طرف مقابلمان نگاه کنیم و بفهمیم طرف مقابل ما جزو کدام دسته ارتباطی می‌باشد.

حرکت مردمک چشمها به سمت بالا : افراد بصری.

حرکت مردمک چشمها به سمت گوشه‌ها : افراد سمعی.

حرکت مردمک چشمها به سمت پایین : افراد لمسی.

باید همواره پیش زمینه ذهنی گیرنده، نسبت به پیام را مورد توجه قرار دهیم.

 تقسیم‌بندیهای مختلفی از مخاطبین رادیو و تلویزیون وجود دارد. در یکی از تقسیم‌بندیها بر اساس پیش‌زمینه ذهنی می‌توان مخاطب را به چهار دسته تقسیم کرد:

1. مخاطبی که نسبت به پیام هیچگونه پیش‌زمینه ذهنی و حساسیت خاصی ندارد.

در این حالت تاکید بیش از حد، می‌تواند مخاطب را مشکوک کند. مثلاً اگر در بدو ورود به خانه بگوییم: اگر دیر شد صدا و سیما بودم! خوب تا حدی طبیعی به نظر می‌رسد. اما اگر بدون هیچ سؤالی بگوییم: به خدا صدا و سیما بودم! بدیهی است که در مورد دوم، شک و تردید بوجود می‌آید. اگر در رسانه و البته در ارتباط به این نکته توجه نشود، می‌تواند موجبات بی‌اعتمادی و تردید در این دسته را فراهم کند.

2. مخاطبی که نسبت به پیام، مشکوک است. در این حالت، پیام باید با میزان محدود و کنترل شده‌ای از تأکید بیان شود. تاکید بیش از حد باعث می‌شود تا مخاطب مشکوک، به مخالف تبدیل شود.

3. مخاطبی که نسبت به پیام، مخالف و منکر است: پیام برای این دسته باید با حد مناسبی از تأکید، شواهد، مثالها و استدلال همراه باشد.

4. مخاطب دشمن یا معاند: آگاهانه دشمنی می‌کند و به سختی پیام را می‌پذیرد.

آموزش تکنیک‌های ارتباطی و فن بیان و سخنرانی-پیشگفتار

آموزش تکنیک‌های ارتباطی و فن بیان و سخنرانی-بخش اول

آموزش تکنیک‌های ارتباطی و فن بیان و سخنرانی-بخش دوم

آموزش فن بیان و سخنرانی و تکنیک‌های ارتباطی-بخش سوم

آموزش فن بیان و سخنرانی و تکنیک‌های ارتباطی-بخش چهارم

دفتر مرکزی: تهران، میدان ونک،خیابان ملاصدرا،خیا بان شیراز جنوبی،خیابان برزیل غربی،پلاک 136  تلفن:88041297

شعبه کرج:میدان شهدا، خیابان شهید مانی،خیابان فروغی،مجتمع فانوس،طبقه دوم،واحد4   تلفن:32217738

ایمیل :  info@Sokhanvaran.Org

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به موسسه سخنوران می باشد .        طراحی سایت