موسسه سخنوران ، بنیانگذار آموزش سخنرانی و ارتباط کلامی امروز سه شنبه ۵ بهمن ۱۳۹۵
رادیو  سخنوران
شبکه سخنوران
پیوند ها
آموزش سخنوری و فن بیان مبحث کلیات سخنوری فصل اول

کلیات سخنوری

دو عنصر حائز اهمیت در سخنوری «لحن و بیان» است که هیچ گاه نمی‌توان در آن به غایت رسید.

وجود همین دو عنصر است که، سخنوری را به «نمایش» نزدیک می کند؛ تا جائیکه یک سخنور حرفه‌‌ای می‌تواندهرحسی اعم از: شادمانی یا تأثر را در مخاطبش ایجاد کند.

مقوله‌ی ماهیت بحث دیگری است که، اگر به درستی شکل گیرد، سخنوری را  به شکل هنر ارائه می‌دهد.

سخنوری علاوه براینکه یک مهارت است به نوعی می‌تواند «هنر» هم باشد،با این تبیین که هنر از مهارت فراتر است.

سخنوری با ایجاد مسائل زیبائی شناختی در کلام می تواند به شکل هنر بدرخشد. در این نوع، خودِ هنر کاملاً وابسته به هنرمند است. از این رو اگر می‌خواهید صاحب هنر شوید باید در اولین قدم خود،هنرمند باشید.

در این جا سخنوری را به عنوان یک هنر و کاملاً معطوف به خود سخنور می‌دانیم وحتی زمانی هم که سخن ازساختار می‌گوییم از استانداردها و چهارچوب‌های معمول خارج می‌شود و تنها تحت سیطره ویژگیهای فردی سخنور معنا پیدا می کند.

ویژگیهای که یک سخنورـ به عنوان یک «هنرمند» ـ باید دارا باشد به این شرح است :

صاحب جهان‌بینی باشد: به این معنا که؛ تکلیفش با خودش و هنرش روشن باشد. سخنوری که صاحب جهان‌بینی منسجم و قدرتمندی باشد آن را در کلامش به وضوح نشان و انتقال می دهد.

صاحب خلاقیت باشد:(خلاقیت به معنای تامش). هنرمند از ابداع و نوآوری ترسی ندارد و عملاً به دنبال این نوآوری هست چرا که؛ نمی‌خواهد چون دیگران سخن بگوید.

محدود به زمان و مکان نیست:خلق می کند بی آنکه زمان و مکان بر او تأثیر بگذارد.  شرایط برنوع اثر او دخیل هست اما،هنرمند مستقل از شرایط عمل می‌کند.

نکات : ـ سخنور به لحاظ فکری منظم است و خلاقیت مبتنی بر نظم ذهنی و فکری او شکل می‌گیرد. از طرف دیگر باید اصول منحصر به فرد او از سوی مخاطب قابل فهم باشد. سخنرانی هم مانند نمایش معطوف به مخاطب است و اگر مخاطب کلام را فهم نکند عملاً سخنران در کارش به شکست خورده.

اگر سخنرانی وابسته به مخاطب باشد آیا، خلق بیان هم از سوی سخنور متغیر می شود یا ثابت باقی می‌ماند ؟

بیان سخنور ثابت می‌ماند چرا که؛ این روح بیان سخنور است که همیشه درک می‌شود و الفاظ در کلام سخنور دیگر کلمه نیستند به صرف گفته شدن و طبق قراردادهای کلامی‌اشان ـ وعمدتاً تصویرسازند و تنها مفهومی عمل نمی‌کنند به علاوه اینکه از راه عوامل موسیقائی و تصویر سازانه‌ی واژگان به آنها شکلی زیبائی شناسانه می‌دهد.

تاریخ تحلیلی سخنوری

سخنوری در حدود 2500  سال پیش به شکلی حرفه‌ای درآمد.

اولین سرزمینی که در آن یک سخنور سعی کرد از راه سخنوری عایدی کسب کند وبرای تاثیر بر مخاطب آن را با اسلوب خاصی آمیخته کرد، یونان بود.

در یونان دونوع سخنرانی «قضایی» و«سیاسی»شکل گرفت.

سخنرانی قضایی مربوط می شد به کسانی که به عنوان وکیل مدافع قصد ستاندن حقی را داشتند. از آنجا که امر قضا با سیاست به هم نزدیک می‌شد؛ همین افراد وارد حوزه سیاسی هم شدند و سخنرانی سیاسی را به وجود آورند.

از زمانی که سخنرانی روشی شد برای کسب پول بیشتر، فساد هم به دنبالش آمد تا جائی که، بعضی افراد برای این منظور دست به هر کاری می‌زدند.

کلام سخنران از آغاز در وقایع تاریخی و فرهنگی چنان تاثیری داشته که هم می‌توانسته انسان ساز باشد و هم انسان سوز.

متفکرین و نویسندگان هر یک روند خاص خود را تولید می‌کردند اما نه لزوماً در زمانه‌ی خودشان ولی سخنرانان در زمان خود، جریان‌ساز می‌شدند.

سوفسطائیان افرادی بودند که از راه قدرتهای بیانی حق و باطل را به نفع خود جابه جا می‌کردند.

«سقراط» و«افلاطون» و «ارسطو»  کسانی بودند که برای جلوگیری از این جریان اسلوب خاص و منطقی ایجاد کردند که البته شاید تفاوت بین این دو گونه سخنرانی بیشتر به لحاظ خودِ شخص سخنور بوده تا به لحاظ ماهیت و اجرا.

در سخنوری ارسطوئی هم هدف تأثیر بر مخاطب بوده وهم اینکه سخنور به هدفش دست یابد. سخنور می‌آید تا مخاطب را ترغیب کند و به سوی هدفی کهمی‌خواهد بکشاند. مرزهای اخلاقی قضیه تمییز میان سخنرانی سوفسطائی و سخنرانی ارسطوئی است.

ارسطو برای اولین بار به اصولی اندیشید تحت عنوان علم منطقکه با توجه به این اصول آدمی دیگر از حیطه عقل خارج نمی‌شد و به حوزه وهم هم ورود پیدا نمی‌کرد.

هم زمان با ارسطو شخصی به نام «دموستنس» هست که به «خداوند سخنوری» مشهور است. او از زخم خوردگان سوفسطائیان در بچگی بوده. سوفسطائیان بعد از مرگ پدرش‌ـ تحت عنوان وکیل ـ او را از حقوقش محروم کردند. او برای اعاده حقش از نوجوانی رو به سوی سخنرانی آورد. گرچه خیلی هم مورد تمسخر قرار گرفت اما تحت حمایت عده‌ای این کار را ادامه داد.

حکایت‌های بسیاری از نحوه‌ی تمارین سخنوری او بر جای مانده که امروزه تفکیک واقعیتش از افسانه کار مشکلی است. 

آنچه تاریخ از او می‌گوید این است که به دلیل پشتکارش تبدیل شد به اولین سخنران مشهوری که طبق اصول منطقی به سخنرانی پرداخته.

منش او و حفظ اصول اخلاقی او را تبدیل به چهره‌ای ماندگار در تاریخ کرده. خیلی از اموالی که از راه سخنرانی بدست آورده بود، صرف آگاهی مردم کرد و سالها با پدر اسکندر مبارزه فکری داشت.

بعد از فتح یونان توسط اسکندر و بر پا شدن دیکتاتوری و خانه نشین شدن متفکران کم کم سخنوری ارزش خود را در یونان از دست داد و این فن به روم کشیده شد.

«سیسرو» شخصیت تاریخی این دوره است که عمده‌ی فعالیت او در عرصه‌ی سیاست بوده.

سیسرو کسی است  که سخنرانی را به شکل یک هنر معرفی کرد.

دموستنس قدرتمند عرصه‌ی سخن بود اما، بیشتر از اینکه به ساختار بپردازد به مفاهیم تکیه داشت و این مفاهیم بودند که سخنرانی او رابه پیش می‌بردندو تا جائی، دیگر سخنِ او بود که اهمیت پیدا می کرد و نه شخص او.

اما سخنرانی سیسرو به صورت و ظاهر وابسته بود؛ از این جهت تبدیل به هنر شد و بنای مهمی را در سخنرانیهای بعدی ایجاد کرد.

دونوع جریان سخنرانی که از آن زمان به وجود آمد:

±یکی سخنرانی بود که مخاطب غرق در لذات مفهومی سخن می‌شدو دیگرخودِ سخنران مهم نبود.

±دوم، سخنرانی که قائم به سخنران و نحوه بیان او می‌شد.

براساس مخاطب هر یک از این دونوع سخنرانی می‌توانست تاثیر گذار باشد.

بعد از مسیحیت و واقعه حمله ژرمن‌ها که قومی وحشی بودند ما شاهد از بین رفتن و تضعیف فرهنگ هستیم تازمانی که اروپا توسط نظامی فئودالی شکل می‌گیرد.

هنگامی که مسیحیت دین رسمی در اروپا شد، کشیشهای مسیحی ارج پیدا کردند. کلیساها جای معابد را گرفتند و سخنوری در کلیساها انجام می شد.در قرون وسطی سخنران به معنای واقعی وجود نداشت و این کشیشها بودند که با خوی دیکتاتور مآبانه جان و جای سخنرانان را هم گرفتند.

در این دوره پدران روحانی بودند که خود مکتبی ایجاد کردند (گرچه جریان‌ساز نشد).

این پدران مسیحی چند نفربیشترنبودند که «سخنرانی مذهبی» را برای ارشاد مردم ایجاد کردند. این نوع سخنوری کاملا احساسی بود و سهمی در تکنیک نداشت.

بعد این دوره «سخنرانی منبری»  بهوجود آمد و بزرگترین این گونه«لامارتین»  است. وی در فرانسه شروع به کار کرد و اولین کسی است که در«سخنرانی منبری»  مخاطب را به گریه واداشت.

سخنرانی منبری در اروپا سخنرانی علماء مذهب است که از راه نظام تبلیغاتی مردم را به حمایت از دین خدا وامی‌داشتند.

درادامه کسانی چون «دانتون» ،«میرآبون» و«روبسپیر» در اروپا بودند که با روش حقیقت سازی، «سخنرانی سیاسی» انجام می‌دادند.

تاثیر سخنرانی این افراد بر مردم منجر به انقلاب کبیر فرانسه شد.

ناپلئون  کسی بود که «سخنوری رزمی» را ایجاد کرد و هیتلر قدرتمندتر از هر کس دیگر این راه را ادامه داد.

بعد از انقلاب فرانسه شاهدیم که سخنرانان با سخنرانی‌هایشان سهم بزرگی در به وجود آمدن انقلاب‌ها در کشورهای مختلف داشتند.

سخنرانی رزمی به صورت جدی تا پیش از ناپلئون وجود نداشت و تنها در حد خطابه و رجزگوئی‌هایی برای ارتش بوده (خطابه‌هایی کوتاه و بدون اسلوب سخنوری).

هیتلر سخنرانی سیاسی و رزمی را به وجود آورد. بیش از هفتاد درصد قدرت او از راه ایراد همین سخنرانی‌ها بود.

از سخنرانی‌های رزمی برای تهییج سپاه استفاده می‌شد.

هیتلربه لحاظ فکری قدرت بیشتری از ناپلئون داشت و وزیر تبلیغات او هم در جهت تقویت جهان‌بینی‌اش حمایتش می‌کرداما ناپلئون جسارت و شجاعت بیشتری در عمل از خود نشان می‌داد.

نقطه‌ی قدرت سخنرانی‌های هیتلر، استفاده‌ی توأمان از تکنیک و احساس است که هر دو را نیزدر اوج خود به کار می‌برده.

بعد از هیتلر حضور سخنرانیها در دنیای مدرن و تاثیر آن بر جنبه‌های مختلف زندگی را شاهدیم.

افراد برجسته این دوره: «لینکلن» درآمریکا و«گاندی» در هند هستند.

سخنرانی تا پیش از صد سال اخیر بیشتر مربوط به سردمداران مذهبی و سیاسی بوده اما، در این روزگار گونه‌های مختلفی از سخنرانی را داریم.

«ویکتور هوگو» از سخنرانی واز راه بیان مفاهیمی چون آزادی و مبارزه با برده‌داری برای انتقال اطلاعات علمی و ادبی وایجاد بستری فرهنگی استفاده کرد.

نمونه‌ی دیگر، سخنرانی دانشگاهی است که تنها برای انتقال اطلاعات و با ابزار کمک آموزشی اجرا می‌شود.

 با گذشت زمان سخنرانی کم‌کم در همه‌ی حوزه‌ها نفوذ می‌کند چرا که؛  کمکی است تا هرکسی، در هر زمینه که هست، کارش را بهتر ارائه دهد طبق همان سخن غربی که: «هر کس در کارش سخنران بهتری باشد پول بیشتری هم در می‌آورد».

در این جا از اسلوبی در سخنرانی که برپایه‌ی دانش یونان باستان استوار است، خط می‌گیریم و دراین مسیر روی بیان سخنور و تکنیک‌های فردی او تمرکز می‌کنیم.

اصول سخنرانی: «اقناع» ، «ترغیب» ، «تشویق»و«تهییج» است.

سخنوری در ایران به شکل جدی هیچگاه وجود نداشته. سخنوری منبری ما که کمتر از چهارصد سال عمر دارد، به تقلید از سخنوری مذهبی و منبری اروپا شکل گرفت. سخنوران ما بیشتر احساسی عمل می‌کردند تا، بر پایه‌ی اسلوبی فنی و این قضیه سخنور را همیشه تابع شرایط می‌کرد و می‌توانست اتفاقات ناگواری را هم برای او به همراه داشته باشد.

از معلمان بزرگ عالم بشریت در این مسیر نامی برده نشد چرا که؛ ما آنها را وابسته به پشتوانه‌های الاهی‌اشان می‌دانیم ونه لزوماً افرادی که قدرتشان تنها قائم به سخنرانی اشان  بوده باشد.

اصولی که سخنران باید از ابتدا تا انتها آنها را رعایت کند:

قانع ساختن مخاطب از راه ایجاد «تشخص» ، «تحریک احساسات» و «حقیقت‌سازی» اتفاق می‌افتد و بعد ترغیب و تهییج به وجود می‌آید.

برای قانع ساختن مخاطب صرفاً اقامه دلیل و برهان کافی نیست بلکه، سخنران از راه سخنرانی سیسروئی ( که قائم به استفاده‌ی بی نقص از واژگان و الفاظ است) می‌تواند در اقناع مخاطب موفق باشد.

سخنران باید حقیقت ساز باشد وحقیقت را بر مبنای واقعیاتی که در می‌یابد باید ارائه نماید.

اقناع و ترغیب در آغاز سخنرانی اتفاق می‌افتد اما تهییج مربوط به قسمتهای پایانی است. تهییج مرحله‌ای است بعد از اقناع و ترغیب که باعث می شود مخاطب با علاقه پیگیر بحث شود و به هدف سخنور مبادرت ورزد.

چنانچه ترغیب و تشویق به خوبی انجام شود، تهییج به براساس تواناییهای نمایشی سخنران شکل می گیرد.

دفتر مرکزی: تهران، خیابان ولیعصر، بالاتر از میدان ونک، خیابان والی نژاد، پلاک 36،واحد 4
 
تلفن : 88776984
 
ایمیل :  info@Sokhanvaran.Org
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به موسسه سخنوران می باشد .        طراحی سایت