تاریخچه سخنوری

     

    سخنوری یا خطابه فنی است که به‎وسیله‎ی آن گوینده در سخنان خود، شنونده را اقناع کرده و بر هدفی که دارد وی را ترغیب و تحریک می‎کند. پس هدف از سخنرانی، دستیابی به همین دو نتیجه است: اولاً شنونده سخن گوینده را بپذیرد و ثانیاً بر هدف او برانگیخته شود. گوینده‎ای که این فن را به‎کار می‎برد به اصطلاح خطیب و سخنور نامیده می‎شود. سخنی هم که این فن در آن با مهارت تمام استفاده شود، نطق یا گفتار و خطابه نامیده می‎شود.

    با سردمداران فن سخنوری در قرون وسطی بیشتر آشنا شوید (ژاک بنینی بوسوئه) 

    در پست قبلی با عنوان "دربارهی تاریخچه سخنوری چه می‎دانید؟" گفتیم که در قرون وسطی فن سخنوری در دوره‌ی فترت و رکود به سر می‎برد و تنها با تلاش‌های افرادی چون ژاک بنینی بوسوئه و مارتین لوترکینگ و... توانست از انحطاط کامل نجات یابد. پست امروز تیم سخنوران درباره‎ی بوسوئه شهیر است؛ پس با ما همراه باشید.

    به نظر می‎رسد، بشر از دیرباز با فن سخنوری آشنا بوده و برای پیشبرد مقاصد خود و اقناع دیگران از این موهبت خدادادی استفاده می کرده است؛ امّا به درستی معلوم نیست که برای اولین بار چه کسی قواعد آن را تنظیم کرده و به عنوان یک فن در میان مردم رایج ساخته است.
    البته این درست نیست که سخن گفتن عادی را با سخنوری یک چیز واحد تلقی کنیم.

    در تاریخچه‎ی سخنوری جهان، یونان نخستین کشوری است که به فن خطابه می‎پردازد و زوایا و ابعاد مختلف آنرا مورد بررسی قرار می‎دهد. پس از یونان، رومیان که از گذشته درصدد رقابت با یونانیان بوده‎اند، به فن سخنوری توجه می‎کنند و خطبیانی بزرگ را در کشور خود پرورش می‎دهند، خطبیانی که کتاب‎ها و رسائل مهمی درباره‎ی فن سخنوری نوشته‎اند.

    دیل هریسون کارنگی، نویسنده و سخنران آمریکایی در ۲۴ نوامبر ۱۸۸۸ در مری‌ویل، میزوری، در خانواده‌ای فقیر و کشاورز چشم به جهان گشود. هنگامی که او کودکی خردسال بود خانواده‎ی او به بلتون، میزوری نقل مکان کردند. دیل در نوجوانی مجبور بود ساعت ۴ صبح از خواب برخیزد تا شیر گاوهای خانواده را بدوشد.

    دیل تحصیلات عالیه‎ی خود را در کالج ایالتی آموزگاران وارنزبرگ گذراند. اولین شغل او، بعد از دانشگاه فروش دوره‌های مکاتبه‌ایِ آموزشی به دامداران بود. پس از آن وی به فروش گوشت خوک، چربی خوک و صابون روی آورد. دیل در گسترش حوزه‎ی تجارتش در شمال اوماها و نبراسکا بسیار موفق بود.

    در سده‎ی‎ پنجم پیش از میلاد در یونان، زمانی‎که سخنوری قرار بود، آموزه‎های خود را به شاگرادانش بیاموزد؛ می‎بایست با بسیاری از علوم و فنون دیگر آشنا می‎شد تا بتواند شاگردانش را به‎درستی اقناع کند؛ به‎همین خاطر به سخنوران در آن زمان، سوفیست یعنی "دانشمند و عالم" گفته می‎شد.
    بنابراین بهترین وسیله برای رسیدن به مقامات عالیه، بهره‎گیری از آموزش‎های این سوفیست‎های روشن‎ضمیر بود. امّا پس از چندی انحرافاتی در مسیر این فن آشکار شد و برخی از خطبیان دیگر در جهت منافع ملی و مردمی کار نمی‎کردند.

    ما در پست‎های پیشین تیم سخنوران، درباره‎ی زندگی نامه‎ی ویکتور هوگو با شما سخن گفتیم:
    - ویکتور هوگو نابغه‎ی قرن نوزدهم


    هدف ما در این مقاله این است که حالت‎های نمایشی ویکتور هوگو را ورای سخنرانی‎های سیاسی‎اش، مورد بررسی قرار دهیم. به عبارت دیگر، می‌خواهیم بدانیم که آیا ارتباط و یا تشابهی میان سخنرانی‎های سیاسی هوگو با سخنان و کلام قهرمانان داستانی و نمایشی وی وجود دارد؟

    هوگو از سالهای ١٨٤٥ تا ١٨٨٥ یعنی تا آخرین روزهای عمر خویش، نماینده‎ای فعال در مجلس ملی و مجلس سنای فرانسه بود. در تریبون همین مجامع مختلف بود که هوگو سخنرانی‎های سیاسی می‎کرد و در نقش یک خطیب و سخنرانی پر شور به عنوان متفکری مبارز جلوه می نمود.

    در پست پیشین تیم سخنوران بخشی از زندگی نامه‎ی ویکتور هوگو نابغه‎ی قرن نوزدهم را شرح کردیم. پست امروز دنباله‎ی مطلب قبلی است:
    همان‎طور که گفتیم نبوغ سخنوری ویکتور هوگو در طی فعالیت‎های سیاسی‎اش بروز و ظهور یافت. او در سال ۱۸۴۵ از طرف شاه به مجلس اعیان دعوت شد و یک پست سیاسی در حکومت وابسته به قانون اساسی شاه لوئی فیلیپه، قبول کرد.

    انتخاب وی اعتراضات چندی را برانگیخت که منجر به گوشه‎گیری او شد و هوگو در انزوای خود، شاهکار انسان‌دوستانه‎ی خود، یعنی "بینوایان" را به رشته‎ی تحریر درآورد.

    صفحه1 از2

    کلیه حقوق این وب سایت متعلق به کانون سخنوران می باشد.

    Please publish modules in offcanvas position.