ارتباط با فرزندان و کودکان

    تا به امروز چه کرده­ ایم؟ از امروز چه باید کرد؟
    در مواجهه با مسائل تربیتی همیشه اولین سؤالی که باید مطرح نمود، این است که آیا از نوع رفتار و عملکردی که تاکنون داشته­ اید، راضی هستید و آیا نوع اعمال شما و نوع ارتباطی که با فرزندتان داشته ­اید ، توانسته نتیجه بخش باشد و یا آنکه هر روز که پیش می­روید به بن بست ارتباطی نزدیک­تر می­شوید؟

    به راستی اگر قرار بود آنچه تا به امروز انجام داده ­اید، نتیجه ­ای مثبت و کارگشا به همراه داشته باشد، تا به حال اتفاقی مثبت رخ داده بود و هیچ نیازی به چنین کتاب­ها و جلسات مختلف آموزش خانواده و آموزش ارتباط صحیح با فرزندان نبود.


    مشکل اصلی از آنجا شروع می­شود که حتی وقتی می­خواهیم رفتار مناسب و اصولی انجام دهیم، از انجام آن عاجز می­شویم و دوباره رفتار نامناسب همیشگی را ارائه می­دهیم. در برخی مواقع از رفتارهای ناهنجار فرزندان آنقدر عصبانی می­شویم که هیچ عملکرد صحیح و مناسبی را نمی­توانیم از خود بروز دهیم. این مطلب اولین مشکل در نظام تربیتـی می­ باشد. نبود آرامش و اضطراب پنهان در خانواده ­ها باعث شده تا نوع رفتار و گفتار در وضعیت مطلوب نباشد و به همین دلیل نمی­توانیم آن طور که باید تأثیرگذار بوده و ارتباطی صمیمانه ایجاد کنیم.


    یکی از مسائل پر مخاطره که همیشه با آن رو به رو هستیم بحث تنبیه فرزندان می­باشد. تنبیه آن چیزی نیست که همیشه انجام داده ­ایم و با عناوین مختلف تنبیه بدنی و اخلاقی و... آن را می شناسیم. در حقیقت تنبیه یعنی ایجاد آگاهی در کسی از طرف شخصی که آگاهی لازم را دارد! همیشه زمانی فرزندتان را تنبیه می­کنید که بسیار عصبانی و خشمگین هستید و به هیچ وجه اسم این عمل را نمی­توان تنبیه گذاشت.


    پس برای آنکه بتوانیم رفتارهای منطقی و به دور از شتابزدگی انجام دهیم، نیازمند آرامش واقعی می­باشیم. در این جا به این نتیجه می­رسیم که به طور کلی راه نجات ما از همه­ ی گرفتاریها و هدایت خانواده به سوی پیشرفت در اولین قدم ایجاد آرامش درونی است.


    آن­ چه که به عنوان آرامش مطرح می­کنیم، فرو بردن خشم و کنترل اجباری درونیات خود نیست. بلکه معنایی فراتر از این دارد و آن رسیدن به سطحی از شناخت و درک عمیق می­باشد تا بدون آنکه بخواهیم خود را کنترل کنیم، آرامشی از درون همراه همیشگی ما باشد. برای رسیدن به چنین آرامشی باید دو راه مهم را طی کنیم و روش­های خاص را در پیش گیریم.


    ابتدا آنکه سعی کنیم اطلاعات ذهنی خود را وسعت بخشیم و هرچه بیشتر در مورد موارد مختلف فکری، روانشناسی، تربیتی و به طور کلی نیازها و شرایط انسانی بدانیم.
    واقعیت آن است که انسان همیشه از موارد ناشناخته می­ هراسد و از چیزی که نمی­شناسد، می­ترسد و این خود باعث بوجود آوردن اضطراب و ترس همیشگی پدرها و مادرها از مسائـل و مشکـلات فرزندانشـان می­شود. همیشه اولیاء وقتی فرزندانشان به سن بلوغ می­رسند و مشکلات مختلفی برایشان بوجود می­آید دچار اضطراب فکری و درونی شده و نمی­توانند رفتارهای مناسب را ارائه دهند. یا در مورد مسائل جنسی فرزندان خود همیشه ترس زیادی به همراه داشته و نمی­دانند چه نوع عملکردی را باید در مواجهه با این مسایل داشته باشند.


    همه­ی این موارد یعنی آنکه تا وقتی اطلاعات درست و جامعی از چنین مسائلی نداشته باشیم نمی­توانیم آرامش واقعی را بوجود بیاوریم و اصولی با مسائل برخورد کنیم. یکی از مشکلات بزرگ امروز، داشتن اطلاعات ناقصو نصف و نیمه از موارد مختلف تربیتی و روان­شناسی است. متأسفانه اکثر پدرها و مادرهای نگران دارای اطـلاعـات ناقـص می­باشند که این اطلاعات از شبکه­ های مختلف صدا و سیما که کارشناسان مختلف، صرف ارائه ­ی اطلاعات مطالبی را بیان می­کنند و یا در جلسات مختلف آموزش خانواده برخی موارد به صورت تیتروار و به دور از آموزش واقعی (همانطور که در مقدمه نیز گفته شد) ارائه می­شود که باعث بر هم زدن آرامش روانی اولیاء می­شود.


    بارها دیده­ ام مادرانی را که در مورد پیش­ فعالی، بلوغ زودرس و مواردی از این دست دچار نگرانی شده ­اند و بدنبال فردی می­گردند که در مورد این مسائل با وی صحبت کنند و آرام گیرند. حتی برخی از اولیاء بی­ آنکه اطلاعات درست و جامعی از این موارد داشته باشند این مشکلات را به فرزندشان نسبت داده و هرچه بیشتر فضای فکری و روانی آن­ها دستخوش تغییرات می­شود. این همان اهمیت وسعت بخشیدن به اطلاعات ذهنی است.


    همیشه وقتی این مسائل را مطرح می­کنیم دیگران احساس می­کنند که باید بروند و کتب مختلف را مطالعه کنند یا در کلاس­های مختلف شرکت کنند. اما واقعیت این است که فقط باید آنچه را در حال درک کردن و یا فهمیدن آن هستید، به طور عمیق آن مورد خاص را درک کنید و ایجاد شناخت اصولی نمایید و این امر فقط با اندیشیدن صحیح و به دور از یکسونگری تحقق می­یابد.


    یکی از راه­ها برای گسترش دنیای فکری و ذهنی و تحلیل مسائل مختلف، اختصاص دادن لحظاتی از شبانه­روز به تعقل و تعمق درونی است. باید یاد بگیریم که در بسیاری مواقع بهترین راهنما برای حل مشکلات زندگی ما، تنها خود ما هستیم و فقط باید در لحظاتی کارها و رفتارهای درست و غلط را ارزیابی نموده و سعی نماییم بهترین راه­حل را بکار بندیم تا مشکلی که با آن مواجه می­باشیم را حل نمائیم.


    بارها به خانواده ­های مختلف گفته ­ام که نباید فکر کنیـد یـک کارشنـاس می­تواند راه ­حلی واحد برای همه­ی شما ارائه دهد تا بتوانید مشکلات خود را حل نمایید! در بسیاری لحظات این شمائید که باید براساس مقتضیات خانوادگی خود، شرایط و شخصیت فرزنـدان خـود راه­ حلی منطقی پیدا کنید. اساساً هر خانواده­ای در برخورد با مشکلات مخصوص به خود باید راهی ویژه اتخاذ نماید تا به نتیجه­ی لازم برسد. باید یاد بگیریم که با کمی تفکر و تلاش ذهنی و یادگیری اصولی می­توان بسیاری از مشکلات کنونی را حل نمود.


    به شما توصیه می­کنم سعی کنید در لحظات تنهایی خود، دوران کودکی، نوجوانی و جوانی خود را بیاد آورید تا بتوانید درک صحیح و کاملی از شرایط فکری و وجودی فرزند خود داشته باشید. بیاد آورید چه نیازهایی داشتید، دنیا را چگونه ارزیابی می­کردید، احساستان نسبت به مسائل مختلف و حتی پدر و مادرتان چه بوده است؟ وسوسه­ های درونی گذشته­ی خود را باز یابید و بالاخره از چه مواردی بسیار خوشحال و از چه چیزهایی غمگین و ناراحت می­شدید؟


    این از بهترین راه­های رسیدن به ارتباطی مناسب با فرزندتان می­باشد. چرا که کاملاً می­توانید با او همسو شوید و مثل او فکر کنید و بطور واقعی او و مشکلات او را درک کنید و آنگاه با نگاهی والد و بالغ معضلات او را حل کنید. باید تلاش کنید با یادگیری اساسی و تمرکز بر مشکلاتی که دارید، معضلات پیش­روی خود را برطرف نمائید.


    امروز همه­ی شما باید رو به تخصصی شدن بروید و سعی نمایید واقعاً آن چه را که لازم است هدف قرار دهید و آموزش ببینید تا بتوانید با فرزندانتان بهترین مسیر ارتباط را پیش گیرید و مسائل آنان را حل نمائید. امروز متأسقانه نقش پدرها و مادرها فقط جنبه­ی کنترل و مراقبت دارد و این روش به هیچ وجه نمی­تواند پاسخگوی مشکلات بچه­ های شما باشد. به خصوص زمانی که بچه­ ها به سنین بالاتر رسیده و در دوران نوجوانی و جوانی قرار می­گیرند.


    در آن زمان دیگر کنترل و مراقبت نمی­تواند نتیجه بخش باشد، چرا که آن­ها به زمانی رسیده ­اند که یاد می­گیرند چگونه شما را فریب داده و اعمال و کارهایی را صورت دهند که به هیچ وجه شما متـوجه عملکرد آنـان در زمینه­ های مختلـف نمی­شوید و از آن بدتر حتی نمی­توانید در برخی مسائل آن­ها را از انجام بسیاری کارها باز دارید.


    یادمان باشد آسیب جدی همان عدم صمیمت ما بین شما و آن­ها است و همین امر باعث این اتفاقات تلخ و طاقت فرسا است. باید کار کنید و زحمت بکشید که به نتایج دلخواه و منطقی برسید «هرکه را طاووس خواهد، جور هندوستان کشد.»


    شاید همه­ی این حرف­ها برای شمـا گران باشد و حتـی فکر کنید مگـر می­شود این همه کار و برنامه­ های مختلف را یکجا و با هم انجام داد. در این جا باید گفت که واقعاً لازم نیست به هر آن چه در ایـن کتـاب می­خوانید عمل کنید، فقط کافی است در یک چیز، قدرتمند و متخصص باشید تا مشکلات اساسی را برطرف نمائید. بدانید که به جای کنترل و مراقبت،باید هدایت و حمایت کنید و بارها گفته­ام و این بار نیز می­گویـم که حمایـت، بسیـار مهم­تر از هدایـت می­باشد. شاید هیچ­گاه نتوانید هادی و راهنمای خوبی برای فرزندتان باشید اما اگر فقط بتوانید حامی و پشتیبانی واقعی برای او باشید، فرزند شما در شرایط مطلوبی به سر خواهد برد و همان حمایت شما راهگشای مشکلات او در سراسر زندگی خواهد بود.

     

     

    کلیه حقوق این وب سایت متعلق به کانون سخنوران می باشد.

    Please publish modules in offcanvas position.