ویکتور هوگو نابغه‏ ی قرن نوزدهم 2

    در پست پیشین تیم سخنوران بخشی از زندگی نامه‎ی ویکتور هوگو نابغه‎ی قرن نوزدهم را شرح کردیم. پست امروز دنباله‎ی مطلب قبلی است:
    همان‎طور که گفتیم نبوغ سخنوری ویکتور هوگو در طی فعالیت‎های سیاسی‎اش بروز و ظهور یافت. او در سال ۱۸۴۵ از طرف شاه به مجلس اعیان دعوت شد و یک پست سیاسی در حکومت وابسته به قانون اساسی شاه لوئی فیلیپه، قبول کرد.

    انتخاب وی اعتراضات چندی را برانگیخت که منجر به گوشه‎گیری او شد و هوگو در انزوای خود، شاهکار انسان‌دوستانه‎ی خود، یعنی "بینوایان" را به رشته‎ی تحریر درآورد.

    در سال ۱۸۴۸ بعد از وقوع انقلاب نماینده‎ی مردم شد و بعد از لوئی ناپلئون بناپارت، رئیس جمهور جمهوری دوم در فرانسه شد. او علیه اعدام و بی‌عدالتی اجتماعی سخن راند و بعدها در مجمع قانونگذاری و مجمع وابسته به قانون اساسی انتخاب شد.


    وی از نامزدی لویی ناپلئون به عنوان رئیس جمهوری حمایت کرد و برای مدتی هم حامی حزب محافظه کار و ریاست جمهور بود؛ ولی هنگامی که ناپلئون در سال ۱۸۵۱ قدرت را به طور کامل در دست گرفت و قانون اساسی ضد پارلمانی را جایگزین کرد. هوگو او را علناً خائن فرانسه نامید و در نطق تاریخی ۱۸ ژوئیه ۱۸۵۱ در بررسی قانون اساسی گفت: «چون زمانی ناپلئون کبیر داشته‌ایم، باید ناپلئون حقیر نیز داشته‌باشیم؟»


    اما به زودی دریافت که جاه‌طلبی و پول‌پرستی و طرز تفکر ارتجاعی لوئی ناپلئون برخلاف پیش‌بینی های او بوده است. پس به گروه مخالف پیوست و در هفدهم ژوئیه 1851 نطق شدیداللحنی برضد طرح‎های مستبدانه او ایراد و با کودتای او مخالفت کرد و هنگامی که نقشه‌اش با شکست روبرو شد، به بلژیک گریخت. ناپلئون سوم نیز فرمان اخراج او را صادر کرد. دوران تبعید هوگو از دسامبر 1851 تا سپتامبر 1870 به طول انجامید. بیست سال تبعید موجب شد که هوگو مانند دوره‏ی جوانی به کار شدید پردازد و پربارترین دوران کار و عالی‌ترین سالهای بروز نبوغ خود را طی کند. او خود می‌نویسد: «تبعید من سودمند بود و از این جهت از سرنوشت سپاسگزارم.»


    هوگو در سراسر روز در آرامش کار می‌کرد و از نظر سیاسی جمهوری خواه پرشوری گشت، چنانکه در 1859 فرمان عفو ناپلئون سوم را رد کرد و بدین طریق از حیثیت و آبروی جهانی برخوردار شد. این دوره، اوج افتخار هوگو از نظر زندگی و آثار به شمار می‌آید. در سال 1852 کینه‌اش را نسبت به اقدامات ناپلئون در کتاب «ناپلئون کوچک» ابراز کرد که نوشته‌ای هجوآمیز بود.
    هوگو در پنج سپتامبر 1870 به پاریس بازگشت و به نمایندگی مجلس شورا انتخاب شد، اما استعفای خود را تقدیم داشت و بعدها در 1876 به سمت سناتوری پاریس برگزیده شد و هنگامی که از حکومت جدید نیز سرخوردگی یافت، به خانه‎ی خود در تبعیدگاه سابقش بازگشت. یک سال آنجا ماند، در سیاست کمتر دخالت کرد و وقت خود را بیشتر به نوشتن گذراند و آثاری را که در دوران تبعید ناتمام گذارده بود، به پایان رساند.


    هوگو در ۲۲ مه ۱۸۸۵ پس از یک دوره بیماری در هشتاد و سه سالگی در پاریس درگذشت. مرگ وی باعث سوگی ملی شد، بیش از دو میلیون نفر در مراسم خاکسپاری او شرکت کردند. هوگو تنها به خاطر شخصیت والای ادبی در ادبیات فرانسه مورد ستایش قرار نگرفت بلکه به عنوان سیاست‎مداری که به تشکیل و نگهداری جمهوری سوم و دموکراسی در فرانسه کمک کرد از او قدردانی به عمل آمد. فصاحت بیان وی که در عین حال از سادگی برخوردار بود و نبوغ پرثمر و تنوع استعدادش مزید بر علت بود.


     ویکتور هوگو طرفدار اصلاحات به نفع طبقات محروم و رنجدیده بود. مسئله‎ی بزرگ از دیدگاه او بی‎عدالتی بود که از آن به عنوان "بدی" یاد کرده است. زندگی هوگو به رغم ماتم‏ها و بدبختی های خانوادگی و به رغم تبعیدها، زندگی پیروزمندانه‏ای بود، برخوردار از سرنوشتی استثنایی با مفاخر فوق العاده. هوگو مظهر درخشان ملت جمهوری‏خواه بود. خطابه‏هایش در موارد مختلف، انعکاس وسیعی به همراه داشته است و او را تا سرحد یک قدیس مورد پرستش و تأیید جهانیان قرار داده است.

     

     

    کلیه حقوق این وب سایت متعلق به کانون سخنوران می باشد.

    Please publish modules in offcanvas position.