کاربرد قصه‌ها در سخنرانی چیست و زبان بدن چه نقشی در تفهیم آن دارد؟

    تیم سخنوران با هدف فراهم کردن بستری برای افزایش اطلاعات بیشتر برای علاقمندان به سخنرانی و فنون مربوط به آن، تاکنون مباحث متنوع و بسیاری را برای شما علاقمندان عزیز شرح داده است. پست امروز نیز با توجه به همین هدف، درباره‎ی "نحوه‎ی آغاز کردن سخنرانی و استفاده از زبان بدن" نوشته است؛ پس با همراه باشید.


    1. شروعی طوفانی داشته باشید
    روایت یک قصه‌ی متناسب با موضوع سخنرانی، یکی از موفق‎ترین شیوه‎ها برای شروع کار است. حتی جدی‎ترین مباحث سخنرانی این قابلیت را دارند که با مقدمه‎ای روایی همراه شوند. در حقیقت باید بگوییم موضوعات جدی‌تر بیشتر نیازمند شروع داستان‌وار هستند، زیرا تنها از این طریق می‎توان فضای خشک و خشن جلسه را تلطیف کرد و مخاطب را به شنیدن مطالب جدی‎تر ترغیب کرد.


    البته در حین داستان‎سرایی، رعایت این نکته لازم است که بدانید قصه‌ی شما باید مضمونی جذاب و حقیقی داشته باشد؛ در ضمن پایان بندی حکایت شما باید مخاطب را به سمت هدفی که شما برای روایت آن قصه در سر دارید، برساند؛ یعنی قصه‎ی شما باید هدفمند و در راستای موضوع‎تان باشد. نکته‎دیگر در باب روایت یک قصه، داشتن پایان‎بندی مثبت و انگیزشی است؛ روایت داستان‎های تراژیک و غم‎انگیز تنها از انرژی مخاطب برای دنبال کردن ادامه‎ سخنرانی خواهد کاست و ثمر دیگری ندارد.
    یکی از مضامین خوب برای داستان‎سرایی، روایت قصه‎ی موفقیت در حرفه‎ای است که در آن مشغول به‎کار هستید. این شیوه اغلب در سخنرانی‎های انگیزشی نیز کاربرد فراوان دارد. برای تأثیرگذاری بیشتر، باید اطلاعات کاملی به‎صورت آمار و ارقام مستند در اختیار مخاطبان قرار دهید. در حین روایت قصه‎ی موفقیت‎تان با فروتنی و تواضعی خاص صحبت کنید تا مخاطب در حالت تدافعی نسبت به سخنان شما نداشته باشد و آنها را با کمال میل بپذیرد.
    در انتهای سخنرانی خود نیز می‎توانید مشروحی از اهداف بلند و آتی شرکت و یا مؤسسه‎ای که در آن مشغول به‎کار هستید، بگویید تا مخاطبان از این اهداف مطلع شوند.


    2. به زبان بدن خود توجه کنید


    در هنگام سخنرانی با قامتی استوار و کشیده و سری بالا و رو به جمعیت در جایگاه بایستید. برای تفهیم بهتر برخی مطالب می‎توانید از حرکت دست‎ها و بازوها استفاده کنید. دستان شما ابزار قدرتمندی برای تفهیم مطالب به‌صورت غیرمستقیم هستند. به‌طور مثال: اگر کف دست‎ها باز و رو به بالا باشد، نشانگر صداقت شماست و اگر کف دست رو به خودتان باشد (و مثلاً با پشت یک دست به کف دست دیگر بکوبید) نشان دهنده‎ی حس اعتماد به نفس و قاطعیت شما می باشد. حتی حرکات لب و دهان می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند، نشان دهنده‎ی حالت‎هایی چون کمرویی ،خستگی و... باشد.
    هرگز دست خود را نزدیک دماغ یا دهان خود نبرید، چون احتمال دارد مخاطب شما از ناراستی سخنان شما آگاه شود یا در خوشبینانه‎ترین حالت، حس کند شما به سخنان خودتان اعتماد ندارید.
    اگر احیاناً در عرض سالن شروع به قدم زدن کردید با گام‎هایی محکم و متعادل حرکت کنید. استفاده از زبان بدن موجب گوش به زنگ ماندن مخاطب می‏شود و شما بهتر می‎توانید مفهوم مورد نظر خود را انتقال دهید.

     

    کلیه حقوق این وب سایت متعلق به کانون سخنوران می باشد.

    Please publish modules in offcanvas position.