در پست پیشین تیم سخنوران بخشی از زندگی نامه‎ی ویکتور هوگو نابغه‎ی قرن نوزدهم را شرح کردیم. پست امروز دنباله‎ی مطلب قبلی است:
    همان‎طور که گفتیم نبوغ سخنوری ویکتور هوگو در طی فعالیت‎های سیاسی‎اش بروز و ظهور یافت. او در سال ۱۸۴۵ از طرف شاه به مجلس اعیان دعوت شد و یک پست سیاسی در حکومت وابسته به قانون اساسی شاه لوئی فیلیپه، قبول کرد.

    انتخاب وی اعتراضات چندی را برانگیخت که منجر به گوشه‎گیری او شد و هوگو در انزوای خود، شاهکار انسان‌دوستانه‎ی خود، یعنی "بینوایان" را به رشته‎ی تحریر درآورد.

    برای موفقیت در فن بیان و چیرگی در سخنرانی، نیازمند ایجاد برخی تغییرات حیاتی در دیدگاه‎های خود هستیم. همانطور که جرج برناردشاو، نمایشنامه‏ نویس مشهور انگلیسی در این باره می‎گوید: «قرار نیست خودتان را کشف کنید، بلکه قرار است خودتان را بسازید.»

    برای بسیاری از علاقه‎مندان به مهارت سخنرانی، بررسی زندگی‎نامه‎ی مشاهیر و بزرگان عرصه‎ی سخنوری، جذاب و جالب توجه است؛ جالب توجه از این نظر که مطالعه‎ی زندگی این قبیل افراد، آگاهی علاقه‏مندان نسبت به اصول و چهارچوب‎های این فن شگفت‎انگیز را بیشتر و بیشتر می‎کند.
     پست امروز تیم سخنوران، درباره‎ی ویکتور هوگو سخنران و نویسنده‎ی شهیر فرانسوی است؛ با ما همراه باشید.

    یک ارتباط موفق میان سخنور و مخاطب، زمانی شکل می‎گیرد که گوینده بتواند کاری کند که شنوندگان، خود را بخشی از سخنرانی او بدانند و با آن احساس نزدیکی کنند. یعنی موضوع شما آنچنان مبنا و منشاء فراگیری داشته باشد که مخاطب بتواند با رخدادها یا عواطف و احساساتی که شما تجربه کرده‎اید؛ کاملاً همذات‎پنداری کند و در تمامی مراحل سخنرانی حقایق و تجربیات فردی شما را با خود یکی فرض کند. امّا این ارتباط موفقیت‎آمیز چگونه امکان‎پذیر است؟

    هر جا و هر زمانی که حسابش را بکنید، به دست آوردن بازخوردهای مثبت از جانب مخاطب، هدف دلخواه یک سخنران است.

    دیل کارنگی سخنران مشهور آمریکایی، می‎گوید: «هر نطقی، بدون در نظر گرفتن این که سخنران بدین نکته واقف است یا نه، یکی از این اهداف را به دنبال دارد:

    صفحه1 از8

    کلیه حقوق این وب سایت متعلق به کانون سخنوران می باشد.

    Please publish modules in offcanvas position.