مهمترین علل کمبود عزت نفس و درمان آن

    افکار، مهمترین رکنی که موجب میگردد تا عزت نفس پایین بیاید،اما انسان می تواند با راه حلی ساده،از این افکار دوری کند و راهی را برای درمان عزت نفس خود بیابد.عزت نفس پایین و تصویر ضعیف از خود موجب میگردد مشکلات زیادی برای فرد رخ دهد و میتواند از شیوه ی نگرش به شغل تا رابطه ها را تحت تاثیر قرار دهد.

    1- تنفر از خود
    برای تمامی انسان ها رخ میدهد که گاهی آن چیزی را که هستند،دوست ندارند و از افکار و رفتار خود متنفر می باشند و همین امر،مهم ترین و شناخته شده ترین علائم عزت نفس پایین است.تنفر از خود با ویژگی هایی مانند احساس خشم و ناامیدی از خود و ناتوانی در بخشیدن حتی کوچکترین اشتباهات مشخص می گردد.


    برای درمان عزت نفس پایین و مقابله با تنفر از خود،مواردی را می بایست انجام دهد:
    - فرد می بایست گفتگوی درونی منفی را با خود تغییر دهد،چرا که سوخت اصلی را برای نفرت از خود فراهم می کند.در نتیجه گام اول آن است که صدای درون سر را خاموش کرده و به شکلی آگاهانه به تمام افکار منفی که به ذهن می آید،پاسخ مثبت دهد.چه لزومی دارد که بدترین منتقد خود باشد؟اگر این حرف ها را نمی توان به بهترین دوست خود زد،بنابراین به خود نیز نباید از این قبیل حرف ها را بیان کرد.
    - خود را به علت اشتباهات می بایست بخشید.هیچ شخصی در همه چیز خوب و یا بد نیست.انجام اموری که ممکن است موجب پشیمانی گردد،به این معنا نیست که او فردی تنفربرانگیز هست؛همچنان که انجام برخی کارهای خوب،او را به فردی فوق العاده تبدیل نمی کند.
    - باورهای منفی نسبت به خود را به چالش کشیدن.ممکن است احساس بدی که به خود دارد،مربوط به گذشته باشد و از افراد دیگر مانند والدین و یا همکاران به او سرایت کرده باشد،نباید از بازنویسی سناریوی زندگی خود هراسی داشته باشد.


    2- وجود وسواس در بی نقصی همه چیز
    کمال گرایی یکی از مخرب ترین جنبه های عزت نفس پایین است.کمال گرا فردی ست که با احساس شکست همیشگی زندگی می کند،زیرا با داشتن هر موفقیت چشم گیری،مجدد احساس می کند که به اندازه ی کافی خوب نبوده است.


    برای درمان عزت نفس پایین و غلبه بر کمال گرایی چه باید کرد؟
    - انتظارات واقع بینانه از خود داشت.آگاهانه به این فکر کرد که اهداف او چه مقدار واقع بینانه و منطقی ست و پیش از تلاش برای آن ها،به یاد داشته باشد که زندگی در کل بی نقص و عالی نیست.
    - توجه داشته باشد که تفاوت زیادی میان "شکست خوردن در چیزی" و "فردی بازنده بودن"وجود دارد.
    - خود را به علت مشکلات کوچک ناراحت نکند.افراد کمال گرا تمایل دارند که مشکلات بسیار کوچک را نیز تحلیل کنند و آن ها را فراموش می کنند که باید به تصویر کلان تر توجه کرد و به افتخار کند.


    3- تنفر از بدن
    تصویر منفی از بدن می تواند با عزت نفس پایین ارتباط داشته باشد.این مورد می تواند بر روی همه چیز تاثیر بگذارد.از رفتار فرد  تا نحوه ی نشان دادن خود در محل کار.این احساس حتی می تواند مانع از آن شود که به سلامتی خود اهمیت داد.زیرا این تفکر به وجود می آید که ارزش پیگیری ندارد.


    چگونه می توان این وضعیت را تغییر داد؟
    -  عدم مقایسه خود با دیگران،این کار موجب افزایش احساس نا امنی در فرد می شود.باید پذیرفت که تمامی افراد با یکدیگر تفاوت دارند و نقاط قوت را به خود یادآوری کرد.
    -  اهمیت به سلامت.رژیم غذایی سالم و ورزش نه تنها موجب میگردد توانایی بیشتری از نظر فیزیکی لحاظ شود،بلکه ترشح آندرفین را نیز در فرد افزایش می دهد و این هورمون باعث حسی مثبت در انسان میشود.
    -  اهمیت به ظاهر. افرادی که تصویر بدی از بدن خود دارند،معمولا برای رسیدگی به ظاهر تلاشی نمی کنند،زیرا این امر را بی فایده می دانند.


    4- تلقین عدم کارایی برای عرضه
    امکان دارد تمامی افراد در دوره های مختلف زندگی خود به توانایی های خویش شک کنند،اما اگر باور داشته باشد که به اندازه ی افراد دیگر ارزشمند نیستند،عمیقا احساس "بی مصرفی"خواهد کرد.احساس ارزشمند چیزی نیست که دیگران بتوانند به فرد بدهند،بلکه خود می بایست آن را بسازد.
    باید پذیرفت که تمامی انسان ها استعدادهای خاص خود را دارند و باید به استعدادهای خود افتخارکنند تا به این باور برسند که افراد ارزشمندی هستند و نپندارند که دیگران شایسته تر می باشند.


    5- حساسیت بیش از اندازه
    حساسیت بیش از اندازه،یکی از دردناک ترین جنبه های عزت نفس پایین است.اگر فرد از انتقاد عصبانی میشود و یا با هر حرف مستقیمی احساس نابودی می کند،می بایست از میزان حساسیت خود بکاهد و به فکر درمان عزت نفس پایین خود باشد و با کمک گرفتن از مواردی،وضعیت را تغییر داد:
    -  گوش دادن دقیق به حرف مخاطب،به این ترتیب می توان،قبل از آنکه احساس خاصی شکل بگیرد،حرف را ارزیابی کرد.
    -  حفظ موضع خود.اگر از فرد انتقادی می شود که منصفانه نیست،می بایست اعلام شود که با آن مخالف است.
    -  فعالیت.اگر نکته ی درستی در انتقادی وجود دارد،سعی بر آن میگردد به جای عصبانیت ،از آن نکته پند گرفت،انتقاد سازنده،دقیق چنین چیزی ست،این امکان را فراهم می کند که از نکته ی ذکرشده استفاده شود و خود را برای بهتر شدن تغییر داد.
    -  عبور. پاسخ دادن مکرر به چیزی که فرد را ناراحت کرده است،تنها موجب می گردد که این موضوع بیشتر در ذهن فرد جای بگیرد،امری که هیچ کمکی به فرد نمی کند.


    6- اضطراب و نگرانی
    ترس و باور به آنکه فرد قدرت کافی را برای تغییر چیزی ندارد،به شکلی انکار پذیر با عزت نفس پایین در ارتباط است.برای درمان عزت نفس پایین و مقابله با این ترس،می توان از مواردی کمک گرفت.
    - تمایز میان ترس های واقعی و ترس های بی اساس.اضطراب خود را براساس واقعیت ها ارزیابی کردن.
    - به جهت افزایش اعتماد به نفس،می بایست با ترس ها روبه رو شد.هرم ترس را ترسیم کرد و بزرگترین ترس ها را در بالا و کوچک ترین ها را در پایین هرم قرار داد.سپس از پایین هرم به سمت بالا حرکت کرد و در مورد هرکدام از ترس ها باور به توانایی ها را افزایش داد.


    7- احساس همیشگی عصبانیت
    عصبانیت احساسی طبیعی ست اما هنگامی که عزت نفس پایینی وجود داشته باشد،می توان مخرب باشد.هنگامی که نسبت به خود افکار خوبی وجود نداشته باشد،این باور در فرد شکل می گیرد که افکار و احساسات او برای دیگران اهمیت ندارد و این باعث خشم سرکوب شده ای در فرد می شود.در نتیجه،هنگام رویارویی با چیزی ظاهرا کم اهمیت خشم بسیار زیادی از خود بروز می دهد.


    چگونه می توان وضعیت را تغییر داد؟
    -  یادگیری آرام سازی خود.یک راه آن است که احساسات را پیش از آنکه به مرحله ی انفجار برسد آهسته آهسته بروز داد.
    -  خود را کنار کشیدن.از موقعیتی که فرد در آن قرار دارد،خود را کنار کشید.چند نفس عمیق و آرا کشید تا ضربان قلب کاهش پیدا کند و بدن به وضعیت آرامش بازگردد.
    -  کاری را بیش از حد انجام ندادن.افرادی که دارای عزت نفس پایین هستند،معمولا خود را بیش از حد متعهد می کنند؛به گونه ای که کنار آمدن با آن برایشان سخت و دشوار می شود.

     

    8- خوشحالی دیگران، وظیفه ی او
    برخی میپندارند برای آنکه شخصیتی دوست داشتنی ای باشند،می بایست دیگران را خوشحال سازند،تا بدانجا که احساس می کنند که مورد سو استفاده قرار گرفته اند.


    چگونه می توان وضعیت را تغییر داد؟
    -  یادگیری نه گفتن.ارزش فرد به تاییدی که از دیگران میگیرد،وابسته نیست.دیگران فرد را به خاطر چیزی که هست دوست دارند نه به خاطر کاری که برای آنها انجام می شود.
    -  گاهی خودخواهی ویا دست کم به نیازهای خود فکر کردن،از حقوق طبیعی هر انسانی ست.افرادی که عزت نفس بالایی دارند، می دانند که چه زمانی باید نیازهای خود را در اولویت قرار دهند.
    -  قرار دادن حدود برای دیگران.این احساس که از فرد سواستفاده شده است،از جایی ناشی می شود که درخواست هایی را از طرف دوستان یا خانواده قبول کرده از از نظر فرد قابل قبول نبوده است.با محدود کردن درخواست هایی که می توان آن ها را قبول کرد،عصبانیت کاسته می شود.

     

     

     

    کلیه حقوق این وب سایت متعلق به کانون سخنوران می باشد.

    Please publish modules in offcanvas position.